ذبيح الله صفا
781
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
هجرى سروده و در ماه رمضان آن سال بپايان برده و دربارهء آن گفته است . ساخته گشت از روش خامهيى * از پس شش ماه چنيننامهيى در رمضان شد بسعادت تمام * يافت قِران نامهء سعدَين نام آنچه بتاريخ ز هجرت گذشت * بُد سنهء ششصد و هشتاد و هشت موضوع قران سعدين شرحى از مناسبات و مراسلات معزّ الدين كيقباد پسر بغراخان و نوادهء غياث الدين بلبن ( 664 - 686 ) است كه بنابر آنچه مىدانيم بعد از فوت غياث الدين بلبن از جانب درباريان او بجانشينى نياى خود انتخاب شد و تا سال 689 سلطنت داشت . وى بعد از رسيدن بپادشاهى طريق لهو و لعب سپرد و ازينروى پدرش بغراخان كه در بنگال بود براى تنبيه وى بجانب دهلى حركت كرد و معز الدين كيقباد جسارت ورزيده با پدر بمقابله برخاست ليكن چون دو لشكر به يكديگر رسيدند به زودى نقار و كدورت از ميانه برخاست و از راه مكاتبه و پيغام صلح در ميان آمد . امير خسرو ملاقات آن پدر و پسر را به « قران السعدين » تعبير كرد و مثنوى خود را در همين مورد و همين معنى ساخت و با آنكه آن را در 36 سالگى و در مدتى كوتاه بنظم درآورد مهارت و قدرت و زينتگرى و ذوقآزمايى او در چنين منظومهء بىموضوعى مشهود و هويداست . ب : منظومهء دول رانى خضرخان « 1 » ، اين منظومه به بحر هزج مسدس مقصور يا محذوف و موضوع آن داستان عشق خضر خان پسر علاء الدّين محمّد شاه خلجى ( 695 - 715 ) است با « ديول دى » دختر راجهء گجرات كه امير خسرو از تركيب اسم او و نسبش با تصرّفى اسم « دول رانى » را پديد آورد « 2 » . اين سرگذشت را كه خضر خان خود
--> ( 1 ) - خطاب اين كتاب عاشقى بهر * دول رانى خضر خان ماند در دهر . ( 2 ) - دول رانى كه هست اندر زمانه * ز طاوسان هندستان يگانه برسم هندوى از مام و بابش * در اول بود ديول دى خطابش بنام آن پرى چون ديوره داشت * فسون بنده از ديوش نگه داشت چنان رسم بدل كردم مراعات * كه آن هندى علم برزد ز هندات -